منم و یه شناسنامه یه شناسنامه ی کهنه

یه چند تا کاغذ پاره با یه اسم بی ستاره

همینه مدرک بودن یه اسم خالی و تنها

بعد عمری خونه ساختن بشی آواره ی دنیا

منم و تو که مثل من ساده ی غربت نشینی

توی این جنگل آهن خودتو تنها میبینی

ماییم و یادگاری ها چند تا عکس و ساک پاره

باز از اوج به صفر رسیدن خنده دار نیست گریه داره

میدونم که کوه غمها رو دلت سنگینی داره

میدونم که غم شوکت تو رو آروم نمیزاره

اما هیچ وقت خیلی دیر نیست ما هنوزم همصداییم

واسه ی داشتن دیروز دست به دامن خداییم